هر طوری که با عالم و کاینات برخورد کنی همانطور جواب می گیری!
اگه به مباحث قانون جاذبه علاقه مند بوده باشيد بارها اين جمله را خوانده ايد يا حتي از دوستانتان شنيده ايد. تا به حال حس كرديد چرا وقتي كار مهمي را شروع مي كنيد هر بلا بدبختي كه هست به سر شما مي آيد؟! به عنوان مثال همه ي ازدواج ها و جشن ها واتفاقات ...درست مي افتند سالي كه شما كنكور مي دهيد! نكته همين جاست: وقتي شما يه كار را براي خود به قدري مهم و حياتي تلقي مي كنيد كه انگار پاي مرگ و زندگيتان در ميان است؛ بطور خودكار شروع مي كنيد به جذب اتفاقاتي كه كار مورد نظر شما را به واقع مهم، حياتي و فوري نشان دهد!
در فرهنگ ما جملات و ضرب المثل هاي زيادي به اين موضوع اشاره داشته اند:
بخند تا دنیا به رویت بخندد!
مار از پونه بدش می آید ، در لانه اش سبز می شود!
کبوتر با کبوتر ، باز با باز - کند همجنس با همجنس پرواز
درخت از ریشه اش آب می خورد آدمیزاد از باطنش
دنیا و هستی از روی طبیعت و ذات خود برای کسانی که آن را سخت و پیچیده فرض می کنند سختی و پیچیدگی بیشتری فراهم می سازد و برای آنها که امورات را ساده و حل شدنی و قابل عبور فرض می کنند شرایطی ساده و فارغ از هر گونه پیچیدگی و سختی مهیا می سازد
» با تشكر از مهندس فرامرز کوثری(برداشتي بود از سخنراني ايشان در باب قانون جذب)
مژده که میلاد شه خاتم است
عید سعید نبى اکرم است
مژده که مسرورى عالم رسید
خرمى عالم و آدم رسید
فرا رسيدن ميلاد با سعادت حضرت ختمي مرتبت محمد مصطفي (ص) را به تمام مسلمين جهان تبريك مي گوييم
اجازه دهيد اتفاق بيفتد
ممكن است برخي از شما در گذشته اهداف و آرزوهايي داشته ايد كه فكر كردن به آن ها به شما شور و هيجان مي دادند اما هرگز به هيچ كدام از آن اهداف نرسيديد.
اجازه دادن يعني حضور نداشتن ارتعاش منفي(شك و ترديد) شما بايد با تمام وجودتان ايمان داشته باشيد كه خداوند پاداش سعي و تلاش هركس را بي كم و كاست مي دهد و ايمان داشته باشيد كه خدا خود فرموده است ادعوني استجب لكم. شك و ترديد ها و دودلي ها سم مهلكي هستند كه آرزوها و اهداف را مي كشند! انگار كه اصلا وجود نداشته اند.وقتي شما خواسته اي قوي داشته باشيد و در مقابل شك و ترديدي بزرگ قلبتان را احاطه كرده باشد نبايد انتظار داشته باشيد كه هر روز با عشق زندگي كنيد با عشق به اينكه در اين زندگي كاري هست كه مي خواهيد و مي توانيد به بهترين شكل ممكن انجام دهيد.
اين ترديدها از باورهاي محدود كننده ي خودمان سرچشمه مي گيرد به اين جمله دقت كنيد:
من مي خوام يك كتاب بنويسم ولي نمي توانم چون درجه ي دانشگاهي ندارم
ببينيد وقتي شما براي نتوانستنهايتان دليل مي تراشيد در واقع غير مستقيم خواسته هايتان را پس مي گيريد. و به عبارتي ان ها را نمي خواهيد! در اين دنيا براي اثبات هر چيزي به مقدار كافي دليل وجود دارد اين شما هستيد كه انتخاب مي كنيد
براي نتوانستن دليل بياوريد يا براي توانستن در سخترين شرايط؟
انتخاب باشماست. يكي ديگر از انديشه هاي كمك كننده اين است كه از خودتان بپرسيد آيا قبل از من فرد ديگري توانسته اين كار را انجام دهد؟ چند نفر در حال حاضر در حال انجام اين كار هستند؟ حتي اگر يك نفر قبل از شما توانسته باشد دليلي ندارد كه شما نتوانيد! اگر و تنها اگر با تمام وجود تلاش كنيد.
اميدوارم اين سري از آموزش ها مفيد بوده باشند براي اطلاعات بيشتر هم مي توانيد به كتاب قانون جاذبه نوشته ي مايكل لوسير مراجعه كنيدبه خواسته هايتان توجه كنيد
در اين سري از پست ها قصد داريم يكي از روش هاي مطرح در جذب سنجيده و به عبارتي در تشخيص و پيگيري اهداف را معرفي كنيم.
وقتي شما خواسته ها و اهداف مادي و معنوي خود را شناختيد بايد شروع كنيد به ارج نهادن و توجه كردن به آ نها. كافي نيست كه شما فقط دوست داشته باشد فلان رفتار يا فلان ابزار را داشته باشيد بلكه بايد با تمام وجود بخواهيد كه به اهداف خود برسيد. بايد با اهداف خود زندگي كنيد! در همه حال سعي كنيد قدمي به سمت هدف برداريد.
نكته اي كه برخي دوستان مطرح مي كنند اين است كه: وقتي دائما به اهدافم فكر كنم دچار اضطراب و استرس ميشم و نمي تونم عملكرد خوبي در زندگي داشته باشم و يا برعكس در روياها غرق مي شوم و...
بله! توجه كردن به اهداف هم راه و رسم خودش را دارد. شخصي را تصور كنيد كه مي خواهد وزن بدنش را كم كند هر روز جلوي آينه مي ايستد و درحالي كه شكم خود را نظاره ميكند نوشته اي كه خود به آينه چسبانده را مي خواند. نوشته اي به اين مضمون: من يك بدن سالم و كاملا متناسب دارم!! در اين شرايط همه چيز معكوس عمل ميكند و در واقع فرد وارد دور منفي جذب مي شود.
راه حل استفاده از جملاتي آرزويي و متعلق به زمان حال است. توجه كردن به هدفي در دسترس ما هستند كه ميتوانند انرژي بخش باشند. اهدافي غيرواقعي و ناملموس نه تنها كمكي نمي كنند بلكه برعكس نااميدي و ياس به همراه خواهند داشت. سعي كنيد از جملاتي مانند اين نمونه ها استفاده كنيد:
من در روند داشتن سلامتي ايده آل هستم
من هر روز در حال رشد و پيشرفت در تحصيل هستم يا در روند بهتر شدن وضعيت درسي خودم هستم
من در روند رشد تجاري هستم
من از فكر اينكه در رشته مورد علاقه ام پذيرفته شده ام هيجان زده ميشم
عاشق اين هستم كه بدانم .....ايده آل من در حال شكل گيري است
و جملاتي كه وقتي به زبان مي آوريد احساس شور و هيجان به شما بدهند نه ياس و نااميدي!
ميزان بزرگي اهداف مهم نيست مهم شيوه برخورد شما با اهداف است.
موفق باشيد
قلبها، کهکشانی از عشق خمینی میشود و جامی لبریز از شراب طهور پیروزی . . .
دهه فجرمبارک
شناسایی خواسته ها
هر یک از ما روزانه خواسته هایی را مطرح می کنیم که بدون شک برای رسیدن به آن ها درحال تلاش و کوشش هستیم. اما همه به خوبی می دانیم که
انسان همان است که در طول روز بدان می اندیشد
تاثیر اندیشه ها و افکار بر روی رفتار انسان امری غیر قابل انکار است بنابراین هرکس به فراخور شرایطی که در آن قرار دارد باید بر افکار – و به نوعی احساسات- خود تسلط داشته باشد. این کنترل افکار در واقع همان به کارگیری قانون جذب است.
اولین نکته در مدیریت افکار، مدیریت و نظارت بر خواسته هاست! بله شاید مشکل از خواسته هایتان است که شما حس می کنید در زندگی روزمره آن چنان که باید نیستید.
مردم در شناسایی آن چه می خواهند چندان ماهر نیستند ولی در عوض در شناسایی آنچه نمی خواهند بسیار کارآمد هستند! ما هر روز درباره ی هزاران چیز که نمی خواهیم اظهار نظر میکنیم!
خدایا اصلا نمی خوام این مصیبت رو بر من نازل کنی!
نمی خوام دیر کنی
اصلا نمی خوام امروز به مدرسه برم
نمی خوام بدون دخالت من تصمیم بگیرن
...
به خودی خود این موضوع مخرب است ولی با اندکی تغییر می توانید از طریق چیزهایی که نمی خواهید به چیزایی که می خواهید برسید!
زمانی که جمله ای را بر زبان می آورید که شامل عبارات « نه، نمی، نـ » است در واقع در حال توجه کردن به آنچه نمی خواهید هستید
فقط کافیست از خودتان بپرسید: « خب، من چه می خواهم؟!»
مورد دیگر این که مردم شاید در دانستن آنچه که می خواهند مشکل دارند ولی خوب می دانند که چه می خواستند!
می خواستم الان خونه باشم نه بیرون زیر بارون
همیشه می خواستم خلبان بشم نه راننده تاکسی
می خواستم دانشگاه برم و ادامه تحصیل بدم نه اینکه...
خدا نخواست که من...
هدف ما از طرح این موضوع چیست؟
رسیدن به چیزهایی که میخواهیم از طریق آنچه نمی خواهیم! شما با این کار واژگان خود را تغییر میدهید. اگر دقت کرده باشید افراد سر زنده و موفق و شاد واژگان متفاوت و خاص خودشان را دارند و این موضوع کاملا علمی است چرا که
زبان، محفل اندیشه است
پیشنهاد می کنیم مطابق بحث امروز، لیستی برای اهداف و خواسته هایتان ترتیب دهید و درباره افکار، تصورات و خواسته های خود و صحیح و متعالی بودن آنها بیندیشید
بدانید:
لَا يحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ وَكَانَ اللَّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا(النساء/148)
خداوند دوست ندارد کسي با سخنان خود، بديها را اظهار کند؛ مگر آن کس که مورد ستم واقع شده باشد. خداوند، شنوا و داناست.
این بار به مباحثی می پردازیم که پای قانون جذب در آنجا می لغزد! تا بحال از خود پرسیده اید که قانون جذب از کجا آمده است؟
قانون جذب سابقه هزاران ساله در سحر و جادو دارد. و به نام قانون تشابه شناخته می شود. این قانون می گوید: شبیه، شبیه خود را می آفریند. (تاریخ جادوگری.ص68)
در قانون تشابه افکار و باورها و قدرت تجسم نقش اصلی را دارند. در طول تاریخ افرادی که حاضر می شدند به تمرینات جادوگری بپردازند به این قدرت فکری می رسیدند که با تمرکز روی برخی از امور و نیز استفاده از ابزار و وسایل خاص، صورتی خیالی از فکر مورد نظر را برای خود و دیگران خلق کنند. چنانکه قرآن کریم در داستان رویارویی ساحران با حضرت موسی می فرماید: یخَیلُ إِلَیهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أنها تسعی از سحرشان برای او تخیل ایجاد کردند که آن ریسمان ها می جنبد.(طه/66)
در اینجا سوالی که پیش می آید معمولا این است که با این تفاسیر ما چه کنیم؟ آیا چیزی به عنوان قانون جذب را بپذیریم؟ پاسخ این پرسش برای کسانی که مطالعه ی کافی و البته نقادانه درباره ی موضوع داشته اند آشکار است. بیان قانون جذب خالی از ضعف و اشکال نیست اما این موضوع دلیل بر رد کامل قانون جذب نیست.
+ پاراگراف دوم و سوم این پست عینا از مقاله حمید رضا مظاهری سیف نقل شده است.
تا اینجا برخی از تاثیراتی که قانون جذب بر زندگی آدم ها می گذارد را بیان کردیم. در ادامه چند مورد از تاثیرات مثبت قانون جذب:
1.مواظبت دائمی از افکار و پندار: افرادی که وجود قانون جذب را حس کرده اند و می دانند که
ای برادر تو همه اندیشه ای مابقی تو استخوان و ریشه ای
و انسان همان است که در طول روز بدان می اندیشد؛ همواره در تلاشند تا ذهن خود را روی آنچه درست است متمرکز کنند و تا میتوانند خود را از دلشوره های بی خود دور میکنند و قلب خود را پر از ایمان میکنند.
2.رویایی برای زیستن: در پست های قبلی درباره مضرات غرق شدن در آرزوهای پوچ مقالاتی ارائه کردیم. در اینجا به این نکته بسنده میکنیم که انسان در حد اعتدال نیازمند به آرزوها و رویاهاست. بدون امید به دست یافتن و رسیدن به رویایی شیرین زندگی لذتی نخواهد داشت. جذب اجازه میدهد بخواهید...
3. تو نیکی می کن و در دجله انداز
که ایزد در بیابانت دهد باز
از هر دست بدهی از همان دست میگیری! وقتی خوبی میکنی خوبی میبینی...
4.بی توجهی به نواقص جسمی: معلولیت در این نگاه محدودیت نیست. هر انسانی میتواند به هرآنچه میخواهد برسد. حتی کسی که از مادرش فلج به دنیا آمده اگر قهرمان ورزش نشود خودش مسئول است
5. شخص معتقد به قانون جذب تنها نگاهش به بی نهایت است. به خدایی که بی منت می دهد، به او که دنیا و آخرت از آن اوست. به خاطر نداشتن پارتی در فلان اداره ناامید نمی شود او فقط از خدا میخواهد، رشوه هم نمی دهد چون می داند هر عمل زشتی بازتاب زشتی برایش خواهد داشت
6.آرامش و زیستن در حس فراوانی
در آینده موارد بیشتری از تاثیرات مثبت یا منفی جذب را طرح خواهیم کرد.
شاید ساده ترین و روان ترین بیان برای قانون جذب همین باشد:
«تمرکزکردن روی آن چیز باعث می شود که بلافاصله در بخشی از کاینات آن چیز واقعی شود!
این یعنی ما انسان ها در درونمان از یک قابلیتی برخورداریم به نام قدرت تبدیل فکر و نیت به اشیا و اتفاقای حقیقی و واقعی و فیزیکی!»
بسیاری از ما وقتی این تعریف را می بینیم شروع به مخالفت می کنیم و البته حق داریم! چه طور ممکن است صرفا توجه کردن به یک واقعه زمینه ی ایجاد آن باشد؟ چرا با اینکه ما در طی روز اتفاقات بدی در ذهن خلق می کنیم اما یک صدم آن ها نیز واقعی نمی شود؟ ما هم آرزوها و خواسته های زیادی داریم که شب و روز به آن ها فکر می کنیم اما هیچ کدام تحقق نمی یابند؟
با اینکه طبق قانون جذب پاسخ های زیادی برای این پرسش ها مطرح می شود اما بیشتر آن ها توان قانع کردن فرد را ندارند و از طرفی ما را به سمت این سوال سوق می دهند که
آیا میتوانیم بر قانون جذب خط بطلان بکشیم؟!
با این توصیفات نه! چون اگر فرد بمیرد و به خواسته اش نرسد دلیلی بر باطل بودن قانون جذب نیست! شاید او انرژی و احساس کمتری را درگیر کرده بود...
اما واقعیت چیز دیگریست. طی این صحبت ها از حضور یک نفر غافل شدیم. کسی که هیچ جنبش و نیرویی نیست مگر به عنایت او
پیامبر(ص) می فرماید خداوند فرزندان آدم را اینگونه ندا می دهد:
ای فرزند آدم
من به هرچه بگویم «باش» می شود
مرا در آن چه به تو امر کرده ام اطاعت کن
تا تو را چنان قرار دهم
که به هرچه بگویی « باش» بشود
بله! خدا به هرچه بگوید باش، می شود اما تو ای فرزند آدم تنها زمانی به اینجا میرسی که به بی نهایت تمسک کنی..
باورهاي ما پنجرهاي هستند که ما از آن به دنيا نگاه ميکنيم. آنها تمام زمينههاي زندگيمان را شکل ميدهند.
اگر تصميم بگيريد با نظر مثبت به زندگي نگاه کنيد، ديدگاه شما خوشبينانه و قدرتمند ميشود و طبق قانون جذب خيلي زود از اين طرز برخورد با دنياي اطرافتان بهره ميبريد.
خودتان بهتر از هر کسي خودتان را ميشناسيد. مردي يک شب کليد خانهاش را گم کرده بود و نميتوانست وارد خانه شود. او بيرون منزل در نور چراغ کوچه دنبال کليدش ميگشت. کمي بعد همسايهاش او را ديد و به کمک او آمد تا با هم کليد را پيدا کنند. اما بيفايده بود. پس از کلي جستجو همسايه از او پرسيد: اگر تو کليد را در منزل گم کردهاي، چرا در خيابان دنبال آن ميگردي؟ مرد پاسخ داد: چون در خيابان نور بيشتر است!
حالا تصور کنيد شما جهت و معناي زندگي را گم کردهايد. اگر از مردم بپرسيد اهداف شما در زندگي چه بايد باشد، درست مثل اين است که در خيابان دنبال کليدي بگرديد که درخانه جا گذاشتهايد. هيچکس به شما نميتواند بگويد چطور به زندگيتان معنا ببخشيد.
روش ديگران به درد شما نميخورد. شما بايد درون خودتان را جستجو کنيد. حتي اگر يک عمر براي يافتن پاسخهاي خود جاي ديگري را جستجو کردهايد، به محض اينکه به درون خودتان رجوع کنيد، ميبينيد که پاسخ سوالهاي زندگي براي شما روشن ميشود.
جذب تنها یک باور است باوری که با استفاده از آن می توانید طرز اندیشه ها و در نتیجه نوع رفتارهای خود را تغییر دهید
وقتی ذهن خود را روی آنچه درست تر است متمرکز می کنید خوشحال تر و شادتر می شوید و اعتماد به نفسی می یابید که با آنچه امروز مطلوب نیست برخورد مناسبی داشته باشید و به سمت ساختن دنیای خود حرکت کنید
« دنیا مزرعه ی آخرت است»
با باورها و اندیشه های درست دنیای خود را بسازید هیچ چیزی را باور نکنید مگر اینکه با عقل سلیمتان هم خوانی داشته باشد.
ونکته ی آخر: همواره درحال جذب بهترین باورها و استانداردها باشید.
آب کم جو تشنگی آور بدست تا که جوشد آب از بالا و پست
وقتی انسانی با تمام وجود خود و از ته دل نیازمند به چیزی باشد و با همه ی احساسش آن را طلب کند به طور حتم خداوند آن را در اختیارش قرار خواهد اما در پاشنه ی درِ خانه اش! خداوند دوست ندارد شاهکار آفرینش خود را در ذلت و حقارت ببیند برای همین شرط اول برآورده کردن دعاها و خواسته ها، برداشته شدن اولین گام از طرف انسان است:
هر کس یک وجب به سوی من آید یک گام به سوی اوخواهم رفت و هرکس گامی به سوی من آید، دو گام به سویش برخواهم داشت و هر کس آهسته به سویم آید، شتابان به جانبش خواهم رفت.
قدرت اراده و انتخابی که خداوند به ما عطا کرده را باید به کار بگیریم تا جذب و روزی خداوند برما نازل شود. نیروی جاذبه ای ( منظور همان خواستن و رسیدن است) که در اختیار انسان است زمانی کار می کند که کارد به استخوان آدم بخورد! هیچ گزینه ی دیگری جز حرکت به سوی مسیری متعالی تر در برابر انسان نباشد. وقتی که شخصی در ناز و نعمت به سر می برد یا لااقل از شرایطی که در آن است کمال رضایت را دارد دیگر چه جای تغییر؟!( این شرایط می تواند بد باشد مثلا فرد در ذلت زندگی کند اما به این شرایط راضی باشد امری که امام حسین(ع) هرگز نپذیرفت) عامل تغییر و حرکت نیازمند بودن واقعی است هرگز نباید تصور کنیم غنی شده ایم زیرا که" الله هو غنی الحمید" تنها بی نیاز واقعی خداست.
در این میان عشق و محبت به خداست که برآورده شدن خواسته ها را تسریع می کند. این سه بیت از وحشی کرمانی است و به تاثیر محبت خدا در قدرت و تحرک فرد اشاره می کند:
الهی ســــــینه ای ده آتــــش افــــــروز در آن سینه دلی و آن دل همه سوز
کرامــــــــــت کــــــــن درونی درد پرورد دلی در وی، درون درد و برون درد
هر آن دل را که سوزی نیست دل نیست دل افسرده غیر از آب و گل نیست
همین طور که می دونید در دین ما توصیه ی زیادی به صدقه دادن شده و همه ی ما به نوعی این کار رو انجام می دیم.در قانون جذب می گوییم فرد نباید اضطراب و نگرانی به دل راه دهد چون همین نگرانی می تواند به طور طبیعی منجر به وقوع اتفاقاتی ناخواسته و شاید ناخوشایند شود.
برای همه ی ما پیش می آید که گاهی در رابطه با موضوعی دچار دلشوره و نگرانی شویم وگاهی این دلشوره ها بقدری شدید می شود که که زندگی عادی ما به هم می خورد و خود این موضوع یک اتفاق بد و ناخوشایند است!
یکی از ویژگی های بارز افراد با ایمان آرامش است. آرامشی که به دیگر افراد نیز منتقل می شود و این موضوع خود نقش موثری در حل مشکلات دارد و این همان بیان قانون جذب است. اگر با آرامش و یقین به امور بپردازی موفق می شوی...
می دانیم که اولین راه موثر برای رهایی از اضطراب ها و ترس ها و نگرانی ها ذکر و یاد خداست
الَّذِينَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (رعد/28)
آنها كسانى هستند كه ايمان آوردهاند، و دلهايشان به ياد خدا مطمئن (و آرام) است; آگاه باشيد، تنها با ياد خدا دلها آرامش مىيابد!
دومین راه موثر صدقه دادن است. مهم نیست مبلغ آن چقدر است مهم این است که صدقه را بدهید و یقین داشته باشید که وعده خدا حق است!
در قرآن مجيد آيات فراوانى - مخصوصا در سوره بقره - درباره انفاق و بخشش در راه خدا آمده است و براى اين کار پاداشها و فضيلتهاى بزرگى ذکر شده که می تونید با مراجعه به این سوره اطلاعات بیشتری هم کسب کنید
نتیجه گیری: بعد از ذکر و یاد خدا صدقه دادن بهترین گزینه برای مقابله با جذب های منفی، اضطراب ها و نگرانی هاست. امتحان کنید!
آيا آنچه انسان تمنا دارد به آن ميرسد؟! در حالي که آخرت و دنيا از آن خداست! و چه بسيار فرشتگان آسمانها که شفاعت آنها سودي نميبخشد مگر پس از آنکه خدا براي هر کس بخواهد و راضي باشد و اجازه دهد! (النجم/24تا26)
و اينکه تلاش او بزودي ديده ميشود، سپس به او جزاي کافي داده خواهد شد! که همه امور به پروردگارت منتهي ميگردد؟! اينکه اوست که خنداند و گرياند، و اوست که ميراند و زنده کرد،(النجم/40تا44)
اينکه اوست که بينياز کرد و سرمايه باقي بخشيد،(النجم/48)
در سوره ی مبارکه ی نجم به این آیات برخوردم که به نظرم ارتباط جالبی با موضوع جذب و فراتر از آن، راز قانون جذب (secret) دارند. در کتاب راز آمده است "هر چیز را در ذهنت مجسم کنی، آن را در دست هایت خواهی داشت. افکار و اندیشه ها قدرتی دارند که می توانند اشیاء و پدیده های جهان واقعی را بسازند و جذب کنند. آرزوها در سه گام به دست می آیند، نخست خواستن: به دنیا فرمان بده. دوم باور: باور داشته باش که به خواسته ات رسیده ای. سوم تجسم: احساس کن که به خواسته ات رسیده ای"
بدون هیچ تحلیل اضافه ای به این نکته اشاره کنم که در این مباحث حرفی از خدا به میان نیامده است تو در برابر کائنات قرار داری و این کائنات است که به خواسته ی تو جواب می دهد و البته کائنات کاملا تحت فرمان توست. نکته ی دوم اینکه اگر کسی به خواسته ی خود نرسد طبق گفته ی کتاب راز "تحقق آرزوها به نیرویی که به آنها می دهی بستگی دارد، پس هرگاه به اندازه کافی به افکار خود انرژی بدهی تحقق خواهد یافت" یعنی تنها دلیل منطقی برای برآورده نشدن یک خواسته، کم بودن انرژی و احساسی است که به افکار داده ای. و اما نکته ی سوم، به نظر می رسد بیشترین کاربرد جذب به امور دنیوی و مادی اختصاص داده شده است مواردی مثل ماشین، ساختمان مجلل و...
بار دیگر به آیات ارائه شده دقت کنید ( می توانید کل سوره ی نجم را در ادامه ی مطلب بخوانید)
اینکه قانون جذب صحت دارد باید گفت شکی نیست که خداوند به اشرف مخلوقاتش توانایی های زیادی داده است که شاید هم اکنون خیلی از آن ها را نمی شناسیم( و غریزی از آن استفاده می کنیم) اما نکته ی مورد نظر ما انحرافات و بدفهمی هایی ست که وارد اصول قانون جاذبه شده است. در این جا به شکل تیتروار چند مورد را بیان می کنیم و در پست های بعدی به طور کامل به آن ها می پردازیم.
1- غرق شدن در آرزو های مادی. هر که آرزویش گسترده شود، عملش محدود و کوتاه می شود. (الإرشاد،ج1،ص304. بحار ج241@77)
2-کسی که آرزوهایش دور و دراز شود، عملش بد و ناشایست می گردد. (نهج البلاغه حکمت36، خصال ص15 از امام صادق و تحف العقول از امام کاظم این جمله را نقل کرده اند.) دقت کنید آرزوهای صرفا مادی و بدون در نظر گرفتن مسیر رسیدن به آن همه خواسته ی شاید غیرضروری!
3- فاصله افتادن بین دنیای تصوری و دنیای واقعی نتیجه ای جز افسردگی و درد و رنج درونی ندارد. در کتاب ده قانون انسان بودن از دکتر شری کارتر اسکات، قانون 6 " آنجا از اینجا بهتر نیست" را بخوانید
4- آرزوها، چشم انسان را کور می کند. (نهج البلاغه، حکمت275) فکر می کنم اینو همه شنیدید!
5- لوئیز هی و افراد دیگری که قانون جذب را آموزش می دهند می گویند حتی به اخبار هم گوش ندهید. (شفای زندگی، ص 166) شاید نیت این افراد شفای زندگی شما باشد اما گروه دیگری از این موضوع سود می برند. اگر دقت کرده باشید، اجتماع و گروهی از افراد که می دانند جنایت می کنند! به خبرنگاران اجازه حضور و تهیه ی گزارش نمی دهند. خب اگر مردم به شکل خودکار تمایلی به شنیدن خبر نداشته باشند که چه عالی می شود!!
6- جایگاه خدا نزد افراد متعهد به قانون جذب کجاست؟
و...که در پست های آتی به آن ها اشاره خواهد شد.
پذیرفتن یا نپذیرفتن یک موضوع از طرف ما دلیلی بر رد یا صحت آن بحث یا نظریه نخواهد بود! همه ی ما در زندگی روزمره با اتفاقات جالبی روبه رو می شویم که گاهی واقعا ما را حیرت زده می کنند. از نمونه های ساده آن مثلا شخصی دلش غذای خاصی می خواهد و شب به میهمانی دعوت می شود و به غذای دلخواهش می رسد! با دوستان در حال صحبت هستید، موضوع بحث متوجه شخص خاصی می شود در این هنگام می بینید که او سر می رسد! چه حلال زاده؟! دلتان شور می زند که نکند برای آن دوستتان که در مسافرت به سر می برد اتفاق بدی بیفتد و بعد به شما تلفن می زند که مثلا پنچر کرده است! تصادفی به شخصی که فکر می کردید در خیابان برخورد می کنید یا یک تماس غیرمنتظره عایدتان می شود.
موارد جالب توجه تری نیز هستند مثلا خانمی گفته بود " روی کاغذ دیدم که چنین و چنان در اثر حمله ی قلبی مرده ام" از او پرسیدند: کدام کاغذ؟ و او گفته بود " نمی دانم کدام کاغذ اما آن را روی کاغذ دیدم" جستجو در روزنامه های مختلف ثابت کرد چنین مطلبی جایی درج نشده است و از طرف دیگر این فرد سابقه ی هیچ گونه حمله ی قلبی نداشته است اما سه روز بعد همان شخص در اثر سکته ی قلبی درگذشت و روزنامه ای درست همان داستانی را که آن خانم نقل کرده بود درباره ی مرگ او نوشت.
در جنگ جهانی اول دختری چهار ساله به مادرش می گوید " مادر؛ پدر مرده است، او در گودال افتاده است!" بعدا مشخص شد پدر آن دختر در اثر حمله ی شیمیایی به درون سرداب سقوط کرده است
مرد میان سالی درحال رانندگی ناگهان درد شدیدی در قفسه ی سینه اش حس می کند او که خیال می کرد دچار حمله ی قلبی شده است خودرو را متوقف می کند اما درد برطرف می شود. چند ساعت بعد می فهمد پسرش که در حال رانندگی بوده، جان باخته و قفسه ی سینه اش شکسته است.
این ها نمونه هایی از قدرت ذهن بشر است که به نظر می آید محدود به زمان و مکان نیست. چیز خارق العاده ای در وجود انسان هست که ورای جسم و ماده است. بنابراین لازم است خودمان را دارای رابطه ی بسیار گسترده تر با خدا ببینیم
البته مثال های یادشده بیشتر جنبه ی منفی داشتند اما در طول سال ها نمونه های فراوانی گزارش شده است که از نیروهای ناآشنا و در عین حال پشتیبان و حمایت کننده ی ما حکایت می کند. خالق ما این نیروها را برای انسان در این دنیا قرار داده است تا برای زندگی بهتر از آن ها استفاده کنیم. گرچه بدون شناخت علمی آن ها نیز تا به امروز از آن ها بهره برده ایم اما برای انسان بهره برداری واقعی زمانی صورت می گیرد که به شناخت کامل درباره ی آن موضوع برسد.
این دو بیت از حافظ رو بخونید و راجع به پیامش فکر کنید
دوش بامن گفت پنهان کاردانی تیز هوش
وزشما پنهان نشاید کرد سرمی فروش
گفت آسان گیر برخود کارها کز روی طبع
سخت می گیرد جهان برمردمان سخت کوش
همین طور که متوجه شدید در این دو بیت بیانی از قانون جذب آمده است به این شکل که اگر شما همیشه زندگی رو سخت بگیرید و شرایط روعلیه خودتون تصور کنید و ذهنیتتون این طور باشه که برای رسیدن به هر چیز همیشه این شما هستید که رنج و سختی بیشتری رو تحمل می کنید، همین طور هم خواهد شد!
زندگی و کار و تلاش گاهی سخت می شه اما بیشتر مواقع این ما هستیم که وضعیت رو دشوار و دشوار تر می کنیم. اگر شروع یک کار رو سخت تصور کنیم واقعا سخت خواهد شد. اگر همیشه این کلام امام علی (ع) رو تو شروع و پیگیری کارهامون به یاد داشته باشیم خواهید دید که زندگی ساده و شیرینه!
« در امور زندگی خود تفكر كن،آرام باش، توكل كن و سپس آستين ها را بالا بزن؛ خواهي ديد كه خداوند زودتر از تو دست به كار شده است»